صفحه اصلي|فارسي|French
جمعه ٣١ شهريور ١٣٩٦
منو اصلی
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 807227
 بازدید امروز : 318
 کل بازدید : 2322688
 بازدیدکنندگان آنلاين : 3
اخبار > نشست « سیر تحول هنر مینیاتور» در خانه فرهنگ ایران در پاریس


  چاپ        ارسال به دوست

نشست « سیر تحول هنر مینیاتور» در خانه فرهنگ ایران در پاریس

روز جمعه هجدهم فروردین 1396 رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران میزبان آقای پروفسور فرانسوا مورو (François Moureau)، استاد سابق رشته ادبیات فرانسه در دانشگاه سوربون پاریس و آقای دکتر اسماعیلی، از متخصصان رشته هنر و معماری مقیم پاریس بود.

در این جلسه که رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران، آقای دکتر جمال کامیاب و جمعی از ایرانیان و فرانسویان علاقمند به فرهنگ و هنر ایران حضور داشتند، ابتدا آقای دکتر اسماعیلی خلاصه ای از پیشینه علمی و تحقیقاتی آقای پروفسور مورو را برای حاضران در جلسه شرح داد و از استاد سابق سوربون پاریس دعوت نمود سخنرانی خود را پیرامون هنر مینیاتور ایرانی آغاز نماید.

آقای دکتر مورو تاکید کرد گرچه استاد ادبیات فرانسه بوده و متخصص تاریخ هنر اروپا است، اما تلاش می کند با نگاهی مقایسه ای به آثار مصور اروپایی و هنر مینیاتور ایرانی، نکاتی را به علاقه مندان ارائه دهد. به باور آقای مورو کلمه « مینیاتور» فارسی با معادل فرانسوی آن تفاوت هایی دارد.

به زبانی دیگر، در حالی که این کلمه در زبان پارسی اصطلاح مینیاتور به سبکی از نقاشی اطلاق میگردد، در هنر اروپایی، به کارهای هنری در ابعاد کوچک گفته می شود که از قرن پانزده میلادی تا اواسط قرن هفده بر روی چرم یا چوب و به ارایه تصاویر زن یا مرد با موضوعات متنوعی اختصاص داشت و با تعریف ایرانی از واژه مینیاتور فرق داشت. او در ادامه اشاره کرد : « مفهوم فرانسوی مینیاتور بیشتر به واژه آنلومینور (enluminure) فرانسوی نزدیک می شود که ریشه در زبان لاتین داشته و به معنای روشن نمودن چیزی است و بدین ترتیب واژه فرانسوی مینیاتور به چیزی اشاره داشته که در کتب دست نوشته وظیفه تبین و شفاف سازی نکات ابهام دار را بر عهده داشته است.

در واقع دست نوشته هایی در ابعاد کوچک و مزین به تصاویری در این سبک نگارگری «کتب طلایی» نامیده می شدند، چرا که کتب ادعیه مسیحیان بوده اند، و در دوره ای از تاریخ اروپا تهیه می شدند که هنوز خبری از صنعت چاپ نبود و بنابراین نقاشان و تصویرگرانی به کار تزیین کتب با تصاویری عموماً با مضامین مذهبی مشغول بودند.

هدف از افزودن چنین تصاویری در جای جای این دست نوشته های مذهبی، تاکید و اهمیت دادن به بخشهایی از متن بود که به نظر نیاز به توضیح روشن تری داشتند. تا قرن پانزدهم، این متون به همراه تصاویر پراکنده برروی چرم منقوش می شدند، اما پس از قرن پانزدهم نگارش بر روی کاغذ مرسوم شد.

هرچند موضوع این تصاویر با مینیاتور ایرانی فرق داشت ولی از نقطه نظر شکل ظاهری به هم نزدیک بودند. از ویژگی های این سبک، اندازه کوچک این تصاویر بود که به شکل مثلثی یا به شکل بیضی تصاویر شخصیت هایی را به ببیننده ارائه می دادند. البته در اروپا تصاویری که از مرزهای اخلاقی گذر کردند از قرن هجدهم به بعد مرسوم شد.

پروفسور مورو به سفر دو سال پیش خود به ایران و بازدید از موزه ملی ایران که در آنجا نمایشگاهی از آثار مینیاتورعباس معیری مینیاتوریست ایرانی به نمایش گذاشته شده بود، اشاره می کند و در آنجا فرصتی برای او بود تا کارهای مینیاتوریست های معاصر را از نزدیک ببیند. به باور او چنین نمایشگاههایی، گواه تداوم این هنر قدمت دار در ایران زمین و حتی در ورای مرزهای ایران به عنوان مثال در بعضی مدارس پاریس است.

در ادامه صحبت، وی به نمایشگاهی در پاریس و کتابخانه ملی فرانسه در سال 1998 اشاره می کند که تحت عنوان «شکوه زبان پارسی» برگزار شد که در جریان آن برخی آثار از کلکسیون های مینیاتور ایرانی که در این کتابخانه نگهداری می شود به معرض نمایش گذارده شد. قدمت کلکسیونهای مینیاتورهای ایران در فرانسه به گذاشته های دور و حتی قرن هفدهم بعد از میلاد باز می گردد. در این نمایشگاه نمونه های مختلفی از سبک مینیاتور ایرانی برای بازدید علاقمندان عرضه شده بود. به عنوان مثال مینیاتورهایی که در همراهی و ترکیب با هنر خوشنویسی پارسی است یا مینیاتورهایی که درصحافی کتاب بکار می رفتند.

از قرن هفده میلادی به بعد می توان تاثیر مینیاتور و نقاشی غربی را در کارهای مینیاتور پارسی مشاهده نمود به عنوان مثال تاثیر نقاشی فلماندر در زمینه موضوع نقاشی ازآن جمله است و تحول در موضوع مینیاتور بدین ترتیب رخ داد. به عنوان مثال داستانهای حماسی ملی، رمانها، اشعار و حکایات مذهبی دستمایه هنر مینیاتور شدند. استاد سابق دانشگاه سوربون با طرح این سوال که چه چیز تصاویر قرون وسطی غرب را از مینیاتور ایرانی متمایز می نماید، اشاره می کند پیش از هر چیز در مینیاتور ایرانی چیزی به نام پرسپکتیو وجود ندشت در حالی که در آثار غربی از قرن پانزدهم به بعد شاهد حضور پرسپکتیو در آثار هنرمندان هستیم.

آقای دکتر مورو در این قسمت از سخنان خود به نحوه راه یافتن مینیاتور ایرانی به اروپا بویژه فرانسه اشاره می کند. به گفته او، از قرن پانزدهم اروپا از طریق دسترسی محدود به ادبیات پارسی با این هنر ایرانی آشنا شد.  این ادبیات از تغییر ترجمه و با ترجمه آثاری مانند « گلستان سعدی» در سال1634  میلادی به اروپا راه یافت و دومین ترجمه که من یک نسخه از آن را د رکتابخانه خود دارم مربوط به سال 1704 میلادی است.  در ضمن حکایاتی مانند کلیه و دمنه که دستمایه بخشی از افسانه های نویسنده نامدار فرانسوی، لافونتن، بودند، نیز بخشی از آشنایی محدود اروپا از جمله فرانسه با ادبیات پارسی بودند. باز در باب آشنایی به ادبیات ایرانی باید به کتاب « نامه های ایرانی» نویسنده برجسته قرن 17 میلادی فرانسه، شارل دو مونتسکیو، اشاره نمود که در سال 1721 منتشر شد. اما هیچ ارتباطی میان این اثر یا هنرهای زیبا نبود. داستان پیرامون نامه های فرضی در قرن هفدهم میلادی است که پیرامون مشکلات مذهبی دور می زنند.

بدین ترتیب هنر مینیاتور ایرانی در این دوره چندان برای غرب شناخته شده نبود. البته در دوران جنگهای صلیبی اروپا فرصتی برای آشنایی با هنر مشرق زمین داشت، اما نه هنر ایرانی. به تدریج افراد علاقمند به جمع آوری کلکسیون که بیشتر درباری بودند به هنر مشرق زمین و ایران علاقه نشان دادند و از زمان شارل پنجم که کتابخانه سلطنتی معنا پیدا کرد، کلکسیونرها به جمع آوری مجموعه های هنری شرق روی آوردند. اما کتابخانه سلطنتی از قرن هفده میلادی به بعد و با برنامه ریزی ثابت برای خرید کلکسیونها توسعه یافت. این خریدها بیشتر در مشرق زمین و ایران و توسط میسیونرهای مقیم ایران یا توسط جهانگردان فرانسوی نظیر تاورنیه یا شاردن صورت می گرفت. مجموعه های هنری ایران حکم جواهر را برای حکومت سلطنتی فرانسه داشتند که برای مجموعه داران خصوصی یا درباری خریداری می شدند.

در ضمن در این دوره تاریخی جوانانی از فرانسه به مشرق زمین از جمله به سفارت فرانسه در قسطنطنیه اعزام شدند تا زبان ترکی یا پارسی را بیاموزند و در کنار آن، مجموعه هایی از دست نوشته های مزین به آثار مینیاتور نیز ره آورد سفر آنها به مشرق زمین بود. از میان این چهره ها می توان به آنتوان گالان (Antoine Gallant)  اشاره نمود که در شهر حلب دست نوشته ای از افسانه « هزار و یک شب» را خریداری نمود و آن را به کتابخانه سلطنتی اعطاء نمود و هم اکنون نیز این نسخه که از آن برای ترجمه به تمام زبانهای اروپایی استفاده شد، در کتابخانه ریشلیوی پاریس موجود است.

بدین ترتیب افراد جوان نیز در انتقال دست نوشته های مشرق زمین به غرب نقش داشتند. هم اکنون دربخش کلکسیونهای متعلق به کتابخانه ملی فرانسه و کتابخانه ریشلیو بخشهایی وجود دارد که صرفاً به دست نوشته های مشرق زمین اختصاص داده شده و دپارتمان مشرق زمین نیز خود به بخشهای تخصصی تری به عنوان مثال بخش های ترک زبان، عرب زبان، کره ای یا بخش متخص آثار دست نوشته ایران زمین منقوش به مینیاتور پارسی تقسیم شده اند. 

بدین ترتیب آثار به واسطه عواملی که پیش از این ذکر آنها رفت به کتابخانه سلطنتی آمدند و در سال 1739 کار تهیه فهرست از آنها آغاز شد و مشخص شد که در کتابخانه سلطنتی 388 جلد دست نوشته به زبان پارسی موجود می باشد که البته در آن دوران رقم زیادی نبود. امروز این رقم تقریباً دو هزار و پانصد جلد برآورد شده است از این تعداد ششصد و بیست جلد به آثار تذهیب مزین شده بودند و دویست و سه نسخه با مینیاتور ایرانی منقوش شده بودند. امروز متخصصان جوان کتابخانه ملی فرانسه بعد از شمارش آثار مینیاتور دست نوشته های ایرانی، تعداد آن را هفت هزار و ششصد و شصت عدد برآورد نموده اند.

بدین ترتیب جهانگردان در قرن هفدهم میلادی اولین مجموعه های مینیاتور را به فرانسه آوردند. در زمان لویی چهاردهم یکی از وزاری اصلی شاه به نام ژان باتیست کولبر(Jean-Baptiste Colbert) به اعزام خریداران مجموعه های مشرق زمین  همت گمارد و او بود که گلان را برای خریداری نسخه خطی «هزار ویک شب» به ترکیه اعزام نمود. در ضمن در قرن هفدهم بسیاری از مجموعه های نفیس دست نویس که به صورت خصوصی خریداری شده بودند، ازجمله مجموعه نخست وزیر لویی چهاردهم، ژول مازرن (Jules Mazarin) به کتابخانه دربار واگذار شدند.

در قرن هجدهم نمایندگانی از سوی فرانسه به اصفهان اعزام شدند تا کار خریداری نسخ خطی را با جدیت دنبال نمایند. در زمان انقلاب فرانسه، مجموعه های خطی بویژه نسخ مربوط به کلیسا به عنوان مثال در کلیسای سنت ژنوییو که امروز به کتابخانه ای به همین نام تبدیل شده است یا در کلیسای سنت ژرمن آنله غارت شدند.  از 1822 انجمن آسیایی و مطالعه زبانهای آسیایی شکل گرفت که سر آغاز برپایی مدرسه زبانهای شرقی بود ولی چندان گسترش چشمگیری نداشت.

در مقابل، روند خریداری مجموعه های ایرانی ادامه پیدا کرد.  در ضمن ایرانشناسان سرشناسی مانند لانگلس که از متخصصان سرشناس ابتدای قرن نوزده میلادی بودند، مجموعه های ارزشمندی را گردآوری کرده بودند. او  همچنین مترجم کتاب شاهنامه فردوسی بوده است. یا کسی مانند شفرد که اولین رئیس موسسه زبانهای شرقی بوده است. از دیگرمتخصصان می توان به شفر(Scheffer)  اشاره نمود که اولین رئیس  مدرسه زبانهای شرقی نیز بود و 276 نسخه خطی به کتابخانه ملی فرانسه اعطاء نمود.

وقتی به کتابخانه ملی فرانسه مراجعه می کنید، درمی یابید که با یکی از بزرگترین مجموعه های خطی مزین به مینیاتور ایرانی مواجه هستید که خیلی شناخته شده نیست ولی شایسته است کارهای مطالعاتی مناسبی در این زمینه صورت گیرد.

آقای دکتر مورو در بخش دیگری از سخنان خود به تحولات مینیاتور امروز ایران اشاره می کند و این که به عنوان مثال تحول در مفهوم پرسپکتیو در آثار مینیاتور امروزی ایران دیده می شود. او اضافه می کند. او می گوید چیزی که در مینیاتور ایرانی زیاد به چشم می آید، رنگهای بکار رفته درآن است.  جالب اینجاست که کلمه مینیاتور ریشه لاتینی دارد و به معنای قرمز کم رنگ است در حالی که هم در مینیاتور غرب و هم ایرانی رنگ ها خیلی زنده و درخشان هستند.

 وی اشاره کرد به همین خاطر است که شخصاً کلمه آنلیمونور را به جای کلمه مینیاتور ترجیح می دهد چون به این هنر رنگانگ نزدیکتر است. وی در انتهای سخنان افزود هنر مینیاتور ایرانی آنطور که شایسته آن بوده در فرانسه شناخته شده نیست و جا دارد مطالعات جدی در این زمینه برای معرفی آن به علاقمندان فرهنگ و هنر ایرانی صورت گیرد.

 

جلسه بحث پیرامون سیر تحول هنر مینیاتور ایران با طرح چند سوال و پاسخ از سوی استاد سابق سوربون و آقای اسماعیلی متخصص در رشته هنر و معماری و با تشویق حاضران در جلسه پایان گرفت. 


١٦:١٧ - 1396/01/24    /    شماره : ٦٧٥٦٤٢    /    تعداد نمایش : ١٨٨



خروج




تازه ها

 

 

مناسبتها
پیوندها